الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
396
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
خلافت آنها را عهدهدار مىشوند ، بشر گمراه و سرگردان و متحيّر خواهد ماند و مدينهء فاضلهء انسانيّت تشكيل نخواهد شد . انبيا در روشنايى وحى ، حقايقى را كه عقل به خودى خود و بدون راهنما ، به سوى آنها راهبر نمىشود درك مىكنند و آن حقايق را به مردم مىرسانند ، و آنچه را عقول از حُسن و قبح اشياء ادراك مىكنند و استقلال به درك آن دارند ، انبيا تأييد مىنمايند و بشر را در مورد آن مكلّف مىسازند تا داعىِ انجام عمل حَسَن و نيكو ، و اجتناب از كار زشت و قبيح برايش فراهم شود . ادلّهاى كه حكيمان و متكلّمان بر لزوم بعث انبيا و نصب حجج اقامه كردهاند متعدّد است ، مانند دليلى كه براساس مقدّماتى چون 1 ) مدنىّالطّبع بودن انسان ، 2 ) احتياج جامعهء متمدّن به قوانين و برنامههاى همهجانبه و جامعالاطراف ، 3 ) عدم صلاحيت انسانها براى جعل و تشريع اين قوانين ، و 4 ) انحصار صلاحيت و حقّ تشريع شرايع به خداوند متعال ، تقرير مىشود . البتّه ما در اين كتاب در مقام بيان اينگونه ادلّه نيستيم و كسانى كه بخواهند ، مىتوانند مستقيماً به كتابهاى كلامى و كتابهايى كه مستقلًاّ پيرامون نبوّت و وحى نوشته شده است مراجعه نمايند ، امّا آنچه از بعضى آيات قرآن مجيد استفاده مىشود ، بعث انبيا و تعيين حجج براى بشارت و انذار ، و هدايت و تعليم و ارشاد مردم به عقايد حَقّه و برنامههاى صحيحهء قويّه ، و اتمام حجّت و قطع عذر ، و حكم بين مردم در امورى كه در آن اختلاف مىكنند ، و حكم به حق ، و فوايد مهمّ ديگر است . نهجالبلاغه نيز بعث انبيا و نصب حجج و علل و اهداف مهم و عالىِ آن را در ضمن خطبههاى متعدّدى بيان مىفرمايد ، از جمله :